امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب!

شاعر : اوحدي مراغه اي

ماه نوي که گشتي پيدا، عجب، عجب!امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب!
شاد آمدي و خرم، فرما، عجب، عجب!خوبت رخست و زيبا، بنشين، نکو، نکو
خوي تو و تو ساکن باما، عجب، عجب!بخت من و من آسان با تو؟ بيا، بيا
بر من گذار کردي تنها؟ عجب، عجب!چونت ز دل برآمد، جانا که بي‌رقيب
اي در باز گشته ز دريا، عجب، عجبدري و دور گشته ز درياي چشم ما
ناگاه چون فتادي اينجا؟ عجب، عجب!آگاه چون نکردي ما را ز آمدن
زان دل چگونه آمد اينها؟ عجب، عجب!زينهاست کاوحدي به تو دادست دل چنين